نخواب دیگه همین!

نخواب دیگه همین!

یا با برنامه ریزی همه چی رو پیش بینی کن، یا بپذیر که هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.
نخواب دیگه همین!

نخواب دیگه همین!

یا با برنامه ریزی همه چی رو پیش بینی کن، یا بپذیر که هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.

ارشد

دیگه می خوام واسه ارشد بخونم

مدیریت بازرگانی

اما کجا دنبالش بگردم نمی دونم

این دور و بر ما که هیچ اثری ازش نیست



آنتوان لاووازیه

دانشمند فرانسوی که از خانواده ثروتمند و مرفهی بود قابلیتهای فراوانی در نجوم، گیاه شناسی، شیمی، زمین شناسی و حقوق بدست آورده بود.

وی حتی در هنگام مرگ که به اعدام با گیوتین  محکوم شده با سر قطع شده خود خدمت بزرگی به علم نمود. گفته بود پس از قطع شدن سرم آن را بالا گرفته و من پلک خواهم زد آنها را بشمرید.

این کار را کردند و او بیش از 10 بار پلک زد. 

بدینوسیله سر را جایگاه حواس و شعور معرفی کرد.

خوب رو می خوام نه عالی

رضایت، تلاش، کافی، متناسب، به موقع، تمیز، منظم، منضبط، درستکاری،مطلوب،متعادل، امانتداری، زیبا، شیرین، پاک، مدرن، اجتماعی، آهسته، و نرم، خلاقیت، رشادت، باارزش، زبل، بهداشت، سلامت...

این ها کلمات زیبایی هستند که به انسان احساس خوبی می دهند.

بازی با کلمات  یا مشخص تر بگم با دسته بندی چند کلمه الگوهایی خاصی می شه ساخت و کلی انسان و زمان و فرهنگ ... رو درگیرش کرد. بعنوان مثال:

الگوی 5 اس که ژاپنی ها کلی بزرگش کردن از قرار گرفتن لغات پاکسازی، نظم و ترتیب، نظافت، حفظ و نگهداری و انضباط شخصی تشکیل شده.

یه آدم موفق، موفقیتش رو در دقیق بودن، منظم بودن، شنونده بودن .. می دونه. یکی در خلاق بودن و پرتلاش بودنش.

واسه خوب شدن باید همه خوبی ها رو یاد گرفت و خوب موندن عملی کردنشون رو می خواد.

یه نفر به یه پست بالا می رسه و میشه یک مدیر. خیلی ها بهش افتخار می کنن مثلا فرزندش. اون نمی دونه این آقای مدیر چند نفر رو زیر پاهاش پله کرده و بالا رفته. این شخص شاید چند صفت خوب داشته دقیق و منضبط، پرتلاش و زبل. تازه این خصوصیاتش رو به من نشون نمی ده به اونهایی نشون می ده که قراره پاداشی بهش بدن. به من زیر دست زور و قدرتش رو نشون می ده.

باید روی ذات آدما کار کرد باید همه با هم یاد بگیرند.

یه مادر خوب

یه پدر خوب

یه کارمند خوب

یه دوست خوب

امیدوارم روزی برسه که خوب بودن اینقدر واسمون عادی شده باشه که نیاز به چسبوندش کنار کلمات نباشه.

 

اعتماد

اعتماد کن و خوش بین باش

اعتماد نکن و خوش بین نباش

وقتی باید اعتماد کنی که همه صداقت رو یاد گرفته باشند

آدمها آموزش می بینن

مطالعه می کنن

تجربه می کنن

می بینن

می شنون

صداقت خوبه، مهمه راحتت کنم واجبه.

صادق باشیم تا بتوانیم به هم اعتماد کنیم. می دونیم اینجوری زندگی بهتره اما نمی تونیم، نمی شه، یه روزی یه جایی یه لحظه، صداقت می شه سادگی، لودگی. یعنی خوب نیست اینجا رو راست باشی بهت می گن...

می خوام بگم هیچ جای دنیا هیچ قانونی هیچ نوشته ای نمی تونه بهت بگه با آدم ها چطور رفتار کنی، پیش بینی شون کنی، اونا قابل برنامه ریزی نیستند.

اینو به خودت حالی کن.

اعتماد نکن نکن نکن.

احمق هایی اطرافت هستند که می تونن بهت صدمه بزنن. همچین به زمینت بزنن که تا یه عمر خودت رو بتکونی.

خوابش نمی بره

قرص دارین؟ مسکن می خوام. دیازپام می خوام. چی بخورم تا بخوابم. خدااااااااااااااااا

.

.

.

.

عزیز من وقتی خوابت نمی بره چرا هول می کنی، از کی عقب میوفتی! با کی مسابقه داری!

خوب نخواب، مگه چی می شه؟

چشمات رو باز کن 

دو نفس عمیق 

حالا دوست داری کدوم یکی از کارهای زیر رو انجام بدی؟

دو رکعت نماز بخونی؟

قرآنت رو ورق بزنی؟

کمد لباست رو مرتب کنی؟

یه مرحله قارچ خور رو بازی کنی؟

یا به همه افکارت بگی ایست و دوباره تصمیم بگیری چشمات رو ببندی؟

سالهاست فقط وقتی میرم به رختخواب که چشمام از کار میوفتن، در حالیکه کاملا بیدارم. 

راستی با کدوم قسمت بدنمون به خواب میریم، بستن چشمها کافیه؟!!!!

شب بخیر