رضایت، تلاش، کافی، متناسب، به موقع، تمیز، منظم، منضبط، درستکاری،مطلوب،متعادل، امانتداری، زیبا، شیرین، پاک، مدرن، اجتماعی، آهسته، و نرم، خلاقیت، رشادت، باارزش، زبل، بهداشت، سلامت...
این ها کلمات زیبایی هستند که به انسان احساس خوبی می دهند.
بازی با کلمات یا مشخص تر بگم با دسته بندی چند کلمه الگوهایی خاصی می شه ساخت و کلی انسان و زمان و فرهنگ ... رو درگیرش کرد. بعنوان مثال:
الگوی 5 اس که ژاپنی ها کلی بزرگش کردن از قرار گرفتن لغات پاکسازی، نظم و ترتیب، نظافت، حفظ و نگهداری و انضباط شخصی تشکیل شده.
یه آدم موفق، موفقیتش رو در دقیق بودن، منظم بودن، شنونده بودن .. می دونه. یکی در خلاق بودن و پرتلاش بودنش.
واسه خوب شدن باید همه خوبی ها رو یاد گرفت و خوب موندن عملی کردنشون رو می خواد.
یه نفر به یه پست بالا می رسه و میشه یک مدیر. خیلی ها بهش افتخار می کنن مثلا فرزندش. اون نمی دونه این آقای مدیر چند نفر رو زیر پاهاش پله کرده و بالا رفته. این شخص شاید چند صفت خوب داشته دقیق و منضبط، پرتلاش و زبل. تازه این خصوصیاتش رو به من نشون نمی ده به اونهایی نشون می ده که قراره پاداشی بهش بدن. به من زیر دست زور و قدرتش رو نشون می ده.
باید روی ذات آدما کار کرد باید همه با هم یاد بگیرند.
یه مادر خوب
یه پدر خوب
یه کارمند خوب
یه دوست خوب
امیدوارم روزی برسه که خوب بودن اینقدر واسمون عادی شده باشه که نیاز به چسبوندش کنار کلمات نباشه.