نخواب دیگه همین!

نخواب دیگه همین!

یا با برنامه ریزی همه چی رو پیش بینی کن، یا بپذیر که هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.
نخواب دیگه همین!

نخواب دیگه همین!

یا با برنامه ریزی همه چی رو پیش بینی کن، یا بپذیر که هیچ چیز قابل پیش بینی نیست.

سرافرازی

امروز طی تماسی که با یکی از مسئولینم داشتم ازم خواست پاشم برم محل کارم

ساعت 10.5 بود که برادرشوهرم اومد دنبالم. بچه ها رو بردم خونه مادرشوهرم گذاشتم و خودم هم رفتم اداره

چه خیر مقدمی شنیدم و چه چشمایی که از برگشتنم گرد شده بودن.

فقط یه جا از خودم بدم اومد که بروز دادم کینه ای به دلم هست

آخه لامصب به کی و به چه دلیل اینو ابراز می کنی!؟

توبه توبه

به سفارش یکی از همکارا پستم رو عوض کردم تا دیگه هیچ برخوردی با رییس قبلیم واسم پیش نیاد

اولش واسه همین ترش کردم

اما بعد فهمیدم جایی برم که حجم کارم کمتر باشه بهتره

فقط حرص اینو می خورم که 5 ماه دیگه باید برم دوباره مرخصی واسه زایمانم

چه حرف و حدیثی پشتم باشه

هی خدا صبر بده

خیلی خوشحالم که برگشتم

خدایا ازت ممنونم واقعا سرافرازم کردی


نظرات 1 + ارسال نظر
لیـآه 29 بهمن 1392 ساعت 22:42 http://liya1993.blogsky.com/

دیدی حق به حق دار رسید؟؟

فکر می کردم دروغه

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد